|
نه , گمان مبر ای مغموم , من زنده ام هنوز !
|
یادمان نمی آید
آنچه از برداشتن قامه اکنون باقی خواهد ماند
(عاطفه)
۸۸.۷.۱
(عاطفه)
گذشته را باید خاک کرد
گذشته را بین خروارها اکنون
(عاطفه)
(عاطفه)
(عاطفه)
(عاطفه)
می نویسم
آنقدر که...
طاقتم طاق شود
آنقدر می نویسم
تا فریاد بر آورم
فریاد
بر سر هر چیز٬
که زندگی نامیده اند
بر سر تمام غم ها
شاید بترسد
و همه چیز باز گردد ...!
اما.......
می ترسم
از روزی که فریاد زنم
ولی٬ هیچ مرا نشنود
هیچ مرا نخواهد
درد می کند وجودم
روحم
به درد آمده از شدت فشار
فشار خواسته هایم
که نباید میخواستم
غریبه
کاش درد فقط درد داشت
(عاطفه)
خواستی وشد
خواست و نشد
چه می خواهی از جانش
هیچ از او نمانده
جز یادی تلخ
از تو..
(عاطفه)
به زور می رانم
می رانم هر چه را که می آید با شادی
***
پرت می شوم آنوقت
از پرتگاه زندگی.
زندگی که خود ساختم
و خود خراب کردم
و باز به دنبال هستی
می رانم
به ته زندگی یک قاصدک
(عاطفه)
عمر جهان بر من گذشته است
نزدیکترین خاطره ام خاطره ی قرنهاست.
بارها به خونمان کشیدند
به یاد آر ،
و تنها دست آورد کشتار
نان پاره ی بی قاتق سفره ی بی برکت ما بود.
اعراب فریبم دادند
برج موریانه را بر دستان پر پینه ی خویش بر ایشان در گشودم ،
مرا و همگان را بر نطع سیاه نشاندند و
گردن زدند.
نماز گذاردم و قتل عام شدم
که رافظی ام دانستند
نماز گذاردم و قتل عام شدم
که قرمطی ام دانستند.
آنگاه قرار نهادند که ما و برادرانمان یکدیگر را بکشیم
واین
کوتاه ترین طریق وصول به بهشت بود !
به یاد آر
که تنها دست آورد کشتار
جلپاره ی بی قدر عورت ما بود.
خوشبینی برادرت ترکان را آواز داد
تو را و مرا گردن زدند.
سفاهت من چنگیزیان را آواز داد
تو را و همگان را گردن زدند.
یوغ ورزاو بر گردنمان نهادند
گاو آهن بر ما بستند
بر گردمان نشستند
و گورستانی چندان بی مرز شیار کردند،
که بازماندگان را
هنوز از چشم
خونابه روان است.
کوچ غریب را به یاد آر
از غربتی به غربت دیگر ،
تا جست و جوی ایمان
فضیلت ما باشد
به یاد آر :
تاریخ ما بی قراری بود !
نه باوری !
نه وطنی !
(شاملو)
بسم لله اگر حریف مایی
روزت مبارک![]()
(عاطفه)

(عاطفه)
ظهر های گرم شب های سرد و بارونی
خیابونهای جو زده با آدمهای جو زده تر از دیوارها
آدمهای مسخ شده که دنبال هر بهونه اند واسه گذروندن وقت
هر بهونه حتی به قیمت فراموش کردن حتی حرفاشون
ولی شهر پیچ تو پیچ
مدیون توام.......
کور خوندی اگه فکر کردی پشیمون میشم
یا ..........

(عاطفه)

(عاطفه)

(عاطفه)
سیگار
چای
یک مثلث کامل
جهانی که من چون سرزمین های کشف شده با آن برخورد می کنم
خواب انگیزو رویایی
(اوسا پرویز)

بیان بی واسطه احساس
صورتی مطابق با احساس
( اوسا دکونینگ)
